X
تبلیغات
زمان ثبت : چهارشنبه 17 فروردین 1390 در ساعت 03:22 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : نگاره !

عنوان : یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه من بود


یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه من بود  

به این زودی نگو دیره به این زودی نگو بدرود 

 

من هیچوقت از گوگوش خوشم نمیومد ولی این آهنگ وقتی از برنامه نوروزی من و تو دیدم تنم رو لرزوند کلی خاطره واسم جوری زنده شد که به وحشت افتادم یاد تینا یکی از دوستام افتادم که رو راست عاشقش شدم می پرستیدمش حتی تو رویاهام بود خوابش رو میدیدم نگاهش رو با کل دنیا عوض نمیکردم من خواهر ندارم ولی همیشه آرزو داشتم اون خواهرم باشه شاید زیاده روی کردم و طفلک فکر کرد دارم واسش زمینه سازی میکنم فکر کرد لزبینم و دنبال کثیفترین نقطه عشق میگردم...س-ک-س...رفتنش منو تا مرز نابودی برد آخرین اس ام اسش رو وقتی دیدم کم مونده بود سکته کنم همه بدنم داشت میلرزید تا چند روز فقط گریه میکردم انگار واقعا خواهرم مرده بود...هنوز بیادتم این آخریها کلی واسش پیغام گذاشتم که قبل از رفتن بذار فقط یکبار ببینمت حاضر بودم حتی فحشم بده ولی دریغ از حتی یه جواب خشک و خالی...بدترین حالت اینه که حتی مهلت توضیح دادن هم بمن نداد...بخدا هیچکار بدی نکردم ...یه سئوال تا ابد با من میمونه چرا از نگاهم نفهمید...تینا همون کسی بود که میگفت تو چشمات جز آرامش ندیدم...چرا فقط با من این کار رو کرد ؟ 

 

تینا تا ابد عاشقتم